غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

141

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

از واقعه‌اى ترا خبر خواهم كرد * آن را به دو حرف مختصر خواهم كرد « 1 » با مهر تو در خاك فروخواهم رفت * با عشق تو سر ز خاك بر خواهم كرد به ثبوت پيوسته كه بعد از فوت شاه شجاع در ميان آل مظفر مخالفت و نزاع پديد آمد و رعايا در زحمت و تشويش افتادند و در نوبت دويم كه رايات نصرت آيات حضرت صاحب‌قران گيتىستان - انار اللّه برهانه - سايهء وصول بر ولايت فارس و عراق انداخت شاه منصور بن شاه مظفر كه در آن ولا بر ولايت فارس و عراق استيلا داشت از غايت جرأت و پردلى با قرب سه هزار كس به مقابلهء سى هزار سوار خنجرگزار كه در ظل رايت نصرت‌شعار صاحب‌قران كامكار بودند درآمد و جنگهاى مردانه كرده در همان معركه به قتل رسيد و حضرت صاحب‌قرانى بعد از اختصاص به فتح و ظفر ، ساير آل مظفر را مقيد گردانيده بنابر استصواب اهالى آن مملكت ، همه را به ياسا رسانيد و زمان دولت ايشان به نهايت رسيد . و البقاء للّه الملك المجيد . غوريان پنج نفر بودند و مدت شصت و يكسال زمان اقبال ايشان امتداد يافت . الاول منهم : علاء الدين حسين جهانسوز معاصر سلطان سنجر بود و چون نسبت به سلطان طريق عصيان مسلوك داشت و در ارسال تحف و هدايا اهمال ورزيد سلطان سنجر با لشكر نصرت اثر متوجه او شد . علاء الدين حسين - كه بعضى از مورخان از او به « حسن » تعبير نموده‌اند - لشكر آراسته به استقبال روان گشت . بعد از محاربه حسين غورى اسير شاه شده روزى چند مقيد بود و چون لطف طبع او بر ضمير سلطان ظاهر شد به اطلاقش حكم فرمود و او را حريف مجلس بزم خويش گردانيد . روزى پيش سلطان سنجر طبقى پر مرواريد آبدار نهاده بودند ، سلطان آن را به علاء الدين حسين بخشيد و علاء الدين اين رباعى در بديهه گفت : بگرفت و نكشت شه مرا در صف كين * با آن‌كه بدم كشتنى از روى يقين وانگه به طبق مىدهدم در ثمين * بخشايش و بخششم چنان كرد و چنين « 2 »

--> ( 1 ) . در مج : « تير الم تو بر جگر خواهم كرد » . ( 2 ) . صورت مشهور مصراع اين است : بخشايش و بخششش چنان بود و چنين ( ن ) .